

شهید کیخسرو کیخسروی در خانواده ای متوسط چشم به جهان گشود. پدرش از زرتشتیان شهر یزد و در تهران بازاری بود و مادرش مهربانو انوشیروانی نیز یزدی اما معلم ریاضی، تاریخ و جغرافیا و ورزش مدرسه استاد خدابخش تهران بود.
کیخسرو فردی فعال، بانشاط و باهوش بود. «او پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان فیروزبهرام تهران، در دانشگاه کشاورزی کرج پذیرفته شد و تحصیلاتش را تا مقطع لیسانس ادامه داد. شهید کیخسرو به دلیل کهولت سن پدر و برای کمک به ایشان در مغازه پدر مشغول به کار شد». بهمن کیخسروی؛ پدر شهید، در سال 1342 دچار سکته شد و در همان شب درگذشت.
این شهید بزرگوار در زندگی فردی انسانی مسئولیت پذیر و در زندگی اجتماعی بی نظیره فعال بود. او عضو فعال کانون دانشجویان زرتشتی بود. به بیان دوستان این شهید کتابخانه کانون به همت و همفکری این شهید عزیز، تشکیل شده بود. کیخسرو «مشاور هیات مدیره کانون دانشجویان بود». در دوره انقلاب بر اساس انتخابی که مردم کرده بودند کیخسه به عنوان یکی از اعضای کمیته هفت نفری انتخاب شد که اساسنامه انجمن را نگارش کردند.
هنگامی که جنگ شروع شد، کیخسرو «با وجود آن که دوره سربازیش را گذرانده و کارت پایان خدمت داشت و همچنین سرپرستی مادر، خواهر و همسرش را به عهده داشت، تصمیم گرفت که برای دفاع از میهن به جبهه اعزام شود». بعد آن که کیخسرو به جبهه دفاع مقدس اعزام شد هر روز خبرهای ضد و نقیضی از جبهه می رسید. گاه گفته می شد کیخسرو شهید شده و گاه خبر می رسید که اسیر دست دشمن شده است». تا اینکه روزی یکی از همرزمان کیخسرو که با او دوست بوده خبر شهادتش را چنین بیان کرد: «با کیخسرو با هم لب مرز با شرایط سخت با دشمن می جنگیدیم.
زیر آتش و خمپاره دشمن که هردو زخمی می شویم، چون جراحات کیخسرو و خون ریزی اش زیاد بوده او را سوار آمبولانس می کنند. آمبولانس در جلو در حرکت بوده که روی مین می رود و همه افراد داخل آن به صورت پودر به هوا رفته اند و هیچ اثری باقی نماند. متأسفانه حتی پلاک شناسایی کیخسرو را هم نتوانستند پیدا کنند». کیخسرو در 16دی ماه ۱۳۵۹ در جبهه حق علیه باطل، برای دفاع از میهن خویش، به شهادت رسید.

